تبليغاتX
خاطرات تلخ و شیرین

خاطرات تلخ و شیرین

شیرین و مهران

همیشه

 

همیشه زخمهای فراموشی 

همیشه درد های جدائی

همیشه های مرا تو خط پایان باش .

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 21:0  توسط شیرین عسلی  | 

فراق دیدن تو

اگر تو باز نگردی نهالهای جوان اسیر گلدان را کدام دست نوازشگر اب خواهد داد؟

چه کسی به جای تو  آن  پرده های  توری به پشت  پنجره پیچ وتاب خواهد داد؟ 

اگر تو باز نگردی امید آمدنت را بگور خواهم برد و کس نمی داند  که در فراق تو دیگر  چگونه

خواهم زیست  و چگونه خواهم مرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:47  توسط شیرین عسلی  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 20:17  توسط شیرین عسلی  | 

 

ولی توهنوز عشق منوباورنکردی.........؟؟!! شیشه دل را شکستن چاره اش سنگ نیست! این دل با نگاهی سرد پرپرمیشود

به امید آن روز که هیچ پیوندی به خاطر بی وفایی از هم گسسته نشه...

به امید آنروز که هیچ دوستت دارم گفتنی به زبون هیچکس نیاد مگه اینکه از عمق وجود و عشق باشه...

به امید آنروز که هیچکس عشق رو فدای خودخواهیش نکنه...

به امید آنروز که دیگه هیچ دل شکسته ای غمگین و بیصدا سکوت نکنه...

به امید آنروزی که هیچکسی نباشه که به خاطر محبت و علاقه خودشو ملامت کنه...

به امید آنروزی که رشته محبت با بی وفاییها نازک و نازکتر و بلاخره گسسته نشه...

به امید آنروز که عشق معنای واقعی داشته باشه...

به امید آنروز که همه ما به خاطر بسپاریم که شکل گرفتن یک عشق بارها و بارها آسانتر از حفظ

اونه !!  اون رو به آسونی از دست ندیم و گسسته شدن اون رو راحت نپذیریم و برای حفظ اون واقعا تلاش کنیم

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:12  توسط شیرین عسلی  | 

وقتي باروني چشمام تو کجايي؟

 

تک و تنها مونده دستام تو کجايي؟

 

وقتي پـرپـر مي زنه اين دل زارم

 

ساکت و خاموش لبهام تو کجايي؟

 

وقتي بي تو نازنين  بي همنشين و

 

گوشه گيرم  تک وتنهام تو کجايي؟

 

وقتي بغض تو گلوم و گونه هام خيس

 

يه نوازشگرو مي خوام تــو کجايي؟

 

چشماي تو يه فانوس هميشه روشن

 

وقتي سوت و کوره شبهام تو کجايي؟

 

وقتي من با هر نفس لحظه به لحظه

 

تو رو عاشقانه مي خوام تو کجايي؟

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 20:1  توسط شیرین عسلی  | 

به من یه فرصت بده

ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست
بارها، کودک احساس من
زیر باران های اشک من نشست
من تو را آسان نیاوردم به دست
 
در دل آتش نشستن کار آسانی نبود
راه را بر اشک بستن کار آسانی نبود
با غروری هم قد و بالای بام آسمان
بارها در خود شکستن کار آسانی نبود
بارها، دل به جرم عاشقی
زیر سنگینی بار غم شکست
من تو را آسان نیاوردم به دست
 
در به دست آوردنت
بردباری ها شده
بی قراری ها شده
شب زنده داریها شده
در به دست آوردنت
پایداری ها شده
با ظلم و جور روزگار
سازگاری ها شده
ای از عشق پاک من همیشه مست
من تو را آسان نیاوردم به دست

ای عشق من یه فرصت میخوام :

نباشی تو دنیا می خوام نباشه, این روزگار روزگارش سیاه شه, دلم واسه کی جز خودت فدا شه, نباشی تو دنیا می خوام نباشه.عشق تو آبرویه من, داشتنت آرزویه من, اسم قشنگت با یه بغض, همیشه تو گلویه من, جز تو کسیرو ندارم, سر رویه شونش بزارم, خودت میدونی نازنین, که من چه قدر دوست دارم, نباشی تو دنیا می خوام نباشه, این روزگار روزگارش سیاه شه, دلم واسه کی جز خودت فدا شه, نباشی تو دنیا می خوام نباشه

                                                                            

                                                          

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 19:59  توسط شیرین عسلی  | 

در ميان من و تو فاصله هاست .

گاه مي انديشم ،

- مي تواني تو به لبخندي اين فاصله را برداري !



تو توانايي بخشش داري .

دستاي تو توانايي آن را دارد ؛

- كه مرا،

زندگاني بخشد .

چشمهاي تو به من مي بخشد

شور عشق و مستي

و تو چون مصرع شعري زيبا،

سطر برجسته اي از زندگاني من هستي
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 19:34  توسط شیرین عسلی  | 

شاید تو برای دنیا یک نفر باشی اما برای من یک دنیایی
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 18:56  توسط شیرین عسلی  | 

خیلی جالبه نه وقتی میخوای بنویسی قلمت گم میشه وقتی نمیخوای بنویسی قلم تو دستته و لی زمانی هم هست که نمیتونی بنویسی اون موقع قلم خودش حرکت میکنه  مثل الان من ............

دلم گرفته دلم خیلی گرفته .....دلم میخواد فریاد بزنم و بگم خسته ام از همه چی از تمام نامردی هایی که در حقم کردن فکر میکنین کیا ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 15:53  توسط شیرین عسلی  | 

بهاربیست بهترین خدمات وبلاگ نویسان نسل جوان            www.bahar20.sub.ir
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 15:39  توسط شیرین عسلی  |